تبليغاتX
سلام بر آزادی,زیباترین واژه بر زبان

شنبه هجدهم مهر 1388

3ی(سێی)ره شه مه دیاری وپێشكه شی رێفۆرمخوازان بۆ كوردستان

هه رساڵه كه ده چینه ناو مانگی ئاخری زستان واته ره شه مه،كاره ساتی دڵته زێنی سێهه م رۆژی ئه و مانگه  وه بیرمان دێته وه كه له و رۆژه دا ده سه ڵاتداران  به سه دان كه س له خه ڵكی كوردیان له شاره كانی سنه ومه ریوان و... دایه به ر ده سرێژ.بۆیه به پێویستم زانی چه ند دێرێك له سه ر ئه و رۆژه بنووسم وبیخه مه به ر ده ستی ئێوه خوێنه رانی خۆشه ویست.

سێی ره شه مه ساڵی 1377 بۆ رووی دا ؟؟ بۆ ده سه ڵاتدارانی حكوومه ت هێرشیان كرده سه ر خه ڵكی بێ تاوان ؟؟ بۆ خۆپشاندانی هێمنانه ی خه ڵك له لایه ن هێزه ئه منیه تیه كانه وه به توندوتیژی كێشرا ؟؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط obaid در 13:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم مهر 1388

حکم ناعادلانه برای یاسر گلی

یاسرگلی یکی از فعالین جنبش دانشجویی کردی ودبیرپیشین اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد دانشگاه های ایران ودانشجوی دانشگاه آزادشهرستان سنندج در روز30 بهمن ماه 1387بعدازیک سال ماندن در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج وزندان مرکزی سنندج،به استان کرمان (بافت)تبعید شد تا ۱۴ سال باقیمانده از حکمش را درآنجا سپری کند.لازم دانستم که چند سطری را به بهانه آن حکم ناعادلانه که بر سر آن فعال دانشجویی تحمیل کرده اند، بنویسم.

.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط obaid در 12:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

سانسور مطالب وبلاگ

 از تمامی خوانندگان این وبلاگ پوزش می طلبم که از روی عدم رضایت وبنابه دلایلی بعضی از مطالب قبلی وبلاگ سانسور واز روی آن برداشته شد و....................................

 

نوشته شده توسط obaid در 18:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388

مواد مخدرعامل بدبختی خانواده ها وجوانان آنان

مواد مخدر که انواعی را در بر می گیرد امروزه دامن بسیاری از خانواده ها وجوانان آنان را گرفته وبه معضل بزرگی تبدیل شده که هر روز اثرات زیانباری را بر جسم وروان انها می گذارد.امید است قشر آگاه جامعه با روشنگری هر چه بیشتر تبعات این معضل بزرگ را برای مردم گفته وآنها را از اثرات زیانبار آن آگاه سازند.

 

 

 

 

خواننده عزیز نظر خود را دراین باره به وضوح بیان فرمایید.

نوشته شده توسط obaid در 19:32 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387

سال نو و نوروز1388 مبارک

 

 

سال نو و عید نوروز ۱۳۸۸را به تمامی انسانهایی (بخصوص کردهایی که در تمامی کشورها ساکن هستند) که به این جشن دیرین اعتقاد وباور دارند،تبریک عرض می کنم.بار دیگر نوروز را به شما تبریک می گویم.

 

 

نوشته شده توسط obaid در 15:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387

عشیرت کلهر ، بزرگترین عشیرت کرد

عشیرت کلهر ، بزرگترین عشیرت کرد

نویسنده:شاهو کرمانشاهی

ترجمه به فارسی: عبید زارعی

 

در گوشه ای از این سرزمین ودر میان زنجیره کوه های زاگرس یعنی جنوب شرقی کردستان بزرگ ترین عشیرت کرد که به آنها کلهر می گویند،زندگی می کنند.بیشتراوقات آنها برضد اشغالگران مبارزه و به پا خواسته اند که نشانه ای از زنده بودن احساس ملی و تلاش برای بدست آوردن حقوق خویش وپافشاری برهویت  ملی خود است،متاسفانه درمورد تاریخ این منطقه آنچنان که لازم باشد،صحبت نشده است ودشمنان هم آنچه راکه خواسته اند ویا درهمسویی بامنفعت خودشان بوده ،از آن بحث کرده اند وحتی اگررویدادی دراین منطقه رخ داده باشد نخواسته اند آن را درتاریخ ثبت کنند.عشیرت کلهریکی ازبزرگترین عشیرت های کرد است ودرشمال با اقوام گوران،گوران بان زرد ودر جنوب با استان ایلام ودر شرق با جنوب کردستان(مندلی_خانقین)ودرغرب کردستان با اقوام زنگنه وسنجاوی وماهیدشت که درجنوب شهرکرمانشاه واقع شده است،هم مرز هستند.همچنین در شهرهای گیلان غرب،اسلام اباد ،نفت شهر، سومار ، ایوان، ماهیدشت وبخشی در قصرشیرین و سرپل ذهاب ساکن هستند. در مورد کلمه ی کلهر چندین نظر وجود دارد که بعضی کلر و کلهر از آن یاد می کنند آنچنان که مشخص است کلهر از دو بخش یعنی کل وهر تشکیل شده است که کل به معنی بز کوهی و هر هم معنی افتاب می دهد.منبع دیگری ما را به سوی زردشت که کلهر با اهورا امده است یعنی خدای بزرگان. در منبعهای قدیمی هم از خصوصیات این قوم بحث ازدلیری وجنگاوری ان ها می کنند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط obaid در 9:59 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

زادگاه من

زادگاه من ،ای پرنده پرورخون                            

                                       ای شکفته گلی درخون                                                                 

                                                                 زادگاه من ای حیات کویرخشک وسوزان             

                                           ای فلات شهیدان                                                                

                                                                  که هرگزسیراب ازباران جوشش نشد.            

                                            زادگاه من ای آواره                                     

                                                                               ای همیشه خزان                       

                                             ای بی خانمان                                                        

                                                                                 ای قلب من                           

                                       زادگاه من .ای من فدای مشتی ازخاک زرین تو

نوشته شده توسط obaid در 14:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

ای آزادی

ای آزادی ،آزادی من ،که در چنگ استبداد به اسارت افتاده ای ،کاش می توانستم قفست را بشکنم وتورا درفضای پاک بی دیوارپرواز دهم ،اما مرا نیزبه بند کشیده اند،پاهایم را بسته اند،قلبم را ،انگشتانم را،دستهایم را شکسته اند،زبانم را بریده اند،لبهایم را دوخته اند،نمی دانی چه کرده اند؟نمی دانی چه می کنند؟اما خدا تورا درمن سرشته است.آنگاه که خدا کالبدم را ساخت تورا ای آزادی به جای روح درمن دمید و بدینگونه با توزنده شدم،با تو دم زدم،با تو به جنبش آمدم.ای آزادی تو را دوست دارم ،به تو نیازمندم،به تو عشق می ورزم،بی تو زندگی دشوار است ،بی تومن هم نیستم،هستم اما من نیستم،یک موجودی خواهم بود توخالی،پوک،سرگردان،بی امید،سرد،تلخ،بیزار.ای آزادی به مهرتو پرورده ام ،ای آزادی قامت بلندوآزاد تو،مناره ی زیبای معبد من است.ای آزادی کبوتران معصوم ورنگین تو،دوستان همراز وآشنای من اند،کبوتران صلح وآشتی.ای آزادی،کاش باتوزندگی می کردم وباتوجان می دادم،کاش درتومی دیدم.

 

ای آزادی من ازستم بیزارم،ازبند بیزارم،اززنجیربیزارم،زندگی ام به خاطرتوست،جوانیم به خاطرتوست،بودنم به خاطرتوست.

ای آزادی مرغک پرشکسته ی زیبای من،کاش می توانستم تورا ازچنگ پاسداران وحشت،سازندگان شب وتاریکی وسرما،سازندگان دیوارها ومرزها وزندان ها وقلعه ها رهایت کنم،کاش قفست رامی شکستم ودرهوای پاک بی ابر،بی غبار بامدادی پروازت می دادم،اما دستهای مرا نیز شکسته اند،زبانم را بریده اند،پاهایم را درغل وزنجیرکرده اند.
نوشته شده توسط obaid در 14:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم خرداد 1385

بيانيه‌ي كانون‌هاو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه كردستان در خصوص اوضاع امور فرهنگي

 



بيانيه شماره 1
بيانيه‌ی اعتراضی کانون‌های فرهنگی دانشجويان دانشگاه کردستان نسبت به اوضاع امورفرهنگی دانشگاه
دانشجويان فهيم دانشگاه کردستان...
فلسفه‌ی وجودی نهادی به نام امور فرهنگی در دانشگاه حمايت کافی و کامل از فعاليتهای فرهنگی ادبی و اجتماعی کانون‌ها و فعالين دانشجويی می‌باشد. متأسفانه همچون بسياری مواردی ديگر در دانشگاه کردستان، اين قضيه نيز صورت عکس به خود گرفته است. يعنی مشکل اصلی کانونها و فعالين دانشجويی دانشگاه عبور از هفت خوانی به نام امور فرهنگی می‌باشد. به گونه‌ای که کانونهای نيمه جان و اکثراً تعطيل دانشگاه بايد تمام توان و همت هر چند ناچيز اما صادقانه خود را صرف طی نمودن کانال‌ها و مقررات عقيم، من‌درآوردی و غير وزارتی امورفرهنگی نمايند. در يک کلام به برکت اين امور فرهنگی فعال که زمانی جايگاهی معتبر در ميان امورفرهنگی دانشگاههای کشور داشت، فعاليتهای فرهنگی، ادبی و اجتماعی دانشجويان و دانشگاه به حالت تعطيل درآمده است.
جهت روشنگری و آگاهی دانشجويان از وضعيت موجود مطالب زير ارائه می‌گردد:
1- عدم بررسی و حتی مطرح نمودن طرح‌های ارائه شده به امور فرهنگی در شورای فرهنگی دانشگاه به بهانه‌های واهی وغير موجه. 2- عدم صدور مجوز برای فعاليت و برنامه‌ی کانون‌ها.3- دخالت نهادها و واحدهای غير مربوط و خارج از دانشگاه در حوزه‌ی فعاليت کانون‌ها.4- نبود ديدگاه و نظر کارشناسانه نسبت به طرح‌ها و فعاليت کانون‌ها.5- اعمال تبعيض.6- انتصاب دبير شورای هماهنگی کانون‌ها از سوی امور فرهنگی (اين امر از طريق انتخابات و توسط دبيران کانون‌ها انجام می‌گيرد که ظاهراً اکنون به يک کار دانشجويی در امور فرهنگی تبديل شده است).7- عدم حمايت مالی کافی از کانون‌ها.8- چوب لای چرخ نهادن فعاليت کانون‌ها از جمله لغو مراسم‌ها ساعتی قبل از برگزاری.9- عدم فراهم نمودن زمينه ارتباط با مجمع عمومی کانونها.
اين اقدامات و و اقداماتی مشابه مشکلات فراوانی را برای کانون‌ها و انجمن‌ها بوجود آورده است که در ذيل هرچند کوتاه به پاره‌ای از اين مشکلات اشاره می‌شود:
- انجمن اسلامی بعنوان تشکلی دانشجويی و مستقل که نمايندگی جنبش دانشجويی در دانشگاه‌ها را برعهده دارد بايد از هرگونه انفعال بدور باشد، اين انجمن خود را موظف به دفاع از حقوق دانشجويان در قبال هرگونه توهين و تضييع اين حقوق می‌داند. اما اقدامات انجام گرفته طی يکسال گذشته اين تشکل را "محکوم" به انفعال کرده است. انجمن اسلامی از ارديبهشت‌ماه سال 1384 تا آذرماه گذشته بخاطر برگزاری نشستی انتقادی با نام "نقد اصلاح‌طلبان کرد" که با مجوز دانشگاه برگزار گرديد، در تعليق بود. اما سرانجام در چهاردهم آذرماه انتخابات خود را برگزار نمود اما باز هم به بهانه‌های واهی و دخالت‌های نابه‌جا در انجمن، اين تشکل عملاً تا اسفندماه منفعل باقی ماند. در اسفند ماه نيز با برگزاری همايش يکروزه‌ی"کردها و وحدت ملی" دوباره با شکايت برخی نهادهای غيردانشگاهی به حالت معلق درآمد و اينک درآستانه‌ی تعليق مي باشد.
-کانون فرهنگی- پژوهشی هه‌ژان، يکی از فعال‌ترين کانون‌ها در تاريخ دانشگاه کردستان می‌باشد، اما اين کانون بخاطر بی‌توجهی امورفرهنگی و شکايت نهادهايی از جمله حراست از آبان‌ماه 1384 تاکنون اجازه‌ی فعاليت نيافته است؛ طوري‌که بطور متوسط طی شش ماه گذشته هرماه يک الی دو طرح را به امور فرهنگی تحويل داده اما حتی بررسی نشده‌اند.
-کانون شعر و ادب دانشگاه کردستان، فعال‌ترين کانون در زمينه‌ی شعر و ادبيات می‌باشد، اما بارها از سوی مسئولين متهم به انجام فعاليت‌های سياسی گرديده است. اين کانون نيز مدت‌هاست از فعاليت بازداشته شده و بعد از برگزاری مراسم بزرگداشت "ماموستا شه‌ريف" و شکايت دانشگاه معلق گرديد. طی اعلام شورای فرهنگی به اين کانون انجام فعاليت منوط به صدور بيانيه‌ای در خصوص عذرخواهی از دانشگاه می‌باشد. در ضمن با اصرار و پافشاری کانون مراسم شعرخوانی "اشعار استاد ملکشا" برگزارگرديد، ولی بعد از برگزاری برنامه بدون هيچ دليلی با شکايت حراست دانشگاه مواجه شد.
-کانون اهورا، که در زمينه‌ی فرهنگ منطقه‌ی هورامان فعاليت می‌کند اما بدون هيچ دليلی مورد غضب امور فرهنگی دانشگاه قرار گرفته است. (شايد بعلت ارتباط دوستانه با ساير کانونها).
ما کانون‌های فرهنگی دانشجويان دانشگاه کردستان با توجه به موارد ذکر شده خواهان حضور مسئولين امور فرهنگی و دانشگاه جهت پاسخگويی به مشکلات عديده‌ی فوق در يک جلسه‌ی عمومی و با حضور دانشجويان در آمفی تئاتر تا پايان وقت اداری روز چهارشنبه 20/2/85 هستيم. در غير اينصورت با توجه به رسالتی که بر دوش خود احساس می‌کنيم هرگونه اقدام لازم را حق خود می‌دانيم.
دانشگاه را به خانه‌ی اموات تبديل می‌کنند، کاری بايد کرد...
انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کردستان
کانون فرهنگی- پژوهشی هه‌ژان
کانون شعر و ادب
انجمن اهورا
کانون فيلم و عکس

رونوشت:وزارت علوم، تحقيقات و فناوری، رياست دانشگاه کردستان، معاونت دانشجويی و فرهنگی، مديريت امور فرهنگی، حراست دانشگاه کردستان

 

نوشته شده توسط obaid در 8:59 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم خرداد 1385

اولين روز تحصن دانشگاه كردستان

 

 

 

 

 

 

 

                             اولين روز تحصن دانشگاه كردستان

                          

امروز دوشنبه از ساعت 15:30 تا 20:30 دانشجويان دانشگاه كردستان دست به تحصن اعتراضي زدند.
به گفته‌ي يكي از دانشجويان شمار متحصنين به حدود 200 نفر مي‌رسيد و هدف از آن اعتراض به وضعيت امور فرهنگي دانشگاه و بيان مطالبات مي‌باشد. اين دانشجوي متحصن ادامه داد كه سه كانون هه‌ژان، شعر و ادب و اهورا و تشكل انجمن اسلامي دانشجويان حدود شش ماه است كه به دلايل واهي در تعليق به سر مي‌برند و طرح‌هاي آنها بررسي نمي‌شوند و عملاً "محكوم" به انفعال شده‌اند. قبل از عيد نوروز جلسه‌اي خصوصي با حضور مسئولين دانشگاه برگزار شد كه هيچ‌گونه نتيجه‌اي دربرنداشت، اما دانشجويان با نامه‌هاي كتبي مشكلات كانون‌ها و انجمن را مطرح و دنبال مي‌كردند، اما پاسخي دريافت نمي‌كردند. تا اينكه در تاريخ دوشنبه 17/2/1385 با انتشار بيانيه‌اي از مسئولين خواسته شد تا تاريخ چهارشنبه 20/2/1385 وقتي را براي برگزاري جلسه‌ي عمومي پرسش و پاسخ تعيين كنند، اما مسئولين باز هم عمل ما را بي‌پاسخ گذاشتند؛ در بيانيه‌ي شماره 2 كه شنبه 23/2/1385 صادر گرديد از مسئولين خواسته شد كه در جلسه‌ي پرسش و پاسخ عمومي روز دوشنبه 25/2/85 در ساعت 15:30 شركت كنند، اما در اين ساعت ماموران حراست با حضور در آمفي تئاتر درب آن را بسته و مانع از حضور دانشجويان شدند، همين امر موجب اعتراض دانشجويان و منجر به اين تحصن گرديد.
به گفته‌ي دانشجويان شركت كننده در تحصن، اين تحصن تا كسب تمامي مطالبات و درخواست‌ها ادامه خواهد داشت.
شايان ذكر است اين تجمع اعتراض آميز با سخنراني فعالين دانشجويي دانشگاه كردستان و خواندن سرود "ياردبستاني من" از ساعت 15:30 تا 20:30 به طول انجاميد و در پايان نيز دانشجويان با تشكيل حلقه‌اي با دست‌هاي گره كرده و خواندن سود "ياردبستاني من" تا فردا (سه‌شنبه) ساعت 18 به تحصن پايان دادند

 

 

 

نوشته شده توسط obaid در 8:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم خرداد 1385

دانشگاه كردستان به تحصن كشيده شد

 

                             دانشگاه كردستان به تحصن كشيده شد

                          

به دنبال اينكه مسئولان دانشگاه تقاضاي كانون‌هاي دانشگاه كردستان را مبني بر برگزاري جلسه پرسش و پاسخ رد كرد. امروز دانشجويان اين دانشگاه بعد از نيامدن مسئولان دانشگاه در كوي اين دانشگاه دست به تحصن زدند. و خواهان رسيدن به مطالبات خود مي‌باشند. لازم به ذكر ديروز نيز انجمن اسلامي اين دانشگاه از سوي هئيت نظارت به يك ماه تعليق محكوم گرديد. دانشجويان بيان داشته‌اند اگر به مطالبات خود نرسند تحصن را سراسري خواهند كرد. لازم به ذكر است در پي اين تحصن كليه اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي به اخراج از دانشگاه تهديد شده اند.

 

نوشته شده توسط obaid در 8:56 |  لینک ثابت   •